خرید بک لینک

اینجا حریم کاملاً خصوصی است.لطفاً با احترام وارد شوید!!!

شرح حال بی حالی

نویسنده: سمانه حسینی - جمعه ۲۳ تیر ۱۳۹۶

ـتو هیچ وقت منو جدی نمیگیری. هر وقت که نگاهم میکنی برق مسخره تو چشمات پیداست. میدونم نابلد کارم. ولی این غلطا رو خودت کردی.آدم نباید به دسته گلایی که خودش آب داده بخنده..

برچسب: حالی, نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:57

شنبه

یکشنبه

دوشنبه

سه شنبه

چهارشنبه

پنج شنبه

نمیشه مرور نکرد. نمیشه بی هوا گذشت. نمیشه جمعه نیاد همون شنبه بیاد.

جمعه ها همین طور به سرعت نزدیک میشن یه سیلی میزنن و در میرن...

برچسب: چراغ,قرمزی,برای,شنبه, نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:57

نویسنده: سمانه حسینی - چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶زندگی مشترک مثل دوره سربازی می مونه هرچی سن خدمت میره بالا توقع احترام بیشتری از زندگی داری. اما یکی نیس بگه ای بی نوا زندگی همینه هر روز که لبخندت بیشتر میشه داغ بیشتری رو دلت میذاره... کلا حسوده و بخیل. زندگی رو می گما نه بنده خدا همسرجان ها. خلاصه اخرش هم نه کارتی بهت می دن نه امکاناتی. یه عمر خدمت کردی و بی مزدو مواجیب...همین هم یکی از آبشن های زندگادامه مطلب

برچسب: پنجم,کوبیده, نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:57

ساعت ده شب شده بود. کوچه پر از هیاهوی سکوت بود. هیچ دو نفری را پیدا نمیکرم الا دو مرد که همدیگه رو از سرما بغل کرده بودند. یکی از اونها خیلی پیر و ناتوان بود ولی انگار سرحال تر از نفر دوم به نظر می رسید. ترسیدم که جلو برم . از کنارشون که گذشتم صدای کل کشیدن جمعیتی از زنها به گوشم رسید اما هیچ نبود. یکهو دستی روی شونه ام خورد که به چی فکر میکنی. خسته نشدی از این همه خیره ماندن به این قاب. بیا بیروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:57

گذشتن از یه موضوع یا یه نفر، پوست کلفتی میخواد. این قبول نیست که میگن روحت باید بزرگ باشه. نه اصلا قبول ندارم چون یه وقتایی هست که گذشت نسبت به افکار و اعمال یه نفر باعث میشه عزت نفست به فنا بره ... اصلا داغون طوری ریشه ات رو قطع کنی...

نه قبول نیست که دستت حنا بسته شون باشه ولی در رو روت ببندن و نامحرمت کنن...

گذشت نکن خواهرم برادرم این جا که ما هستیم بد آدمهایی داره...

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

دکتر جون کمک ...

روحم درد داره، غم داره...

اینجا جای من نیست...

اینا زندگی شون تو یه دنیای دیگه اس...

دنیامن اینجا نیس...

کمکککککک

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

نویسنده: سمانه حسینی - چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۶

زن ها فریب کارترینند

همه چیزشان را پنهان می کنند

تنهایی را

دلتنگی را

گریه ها را

عشقشان را .....

برای این روزهای خودم که نای گفتن برایم نیست...

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

هر روز که بیدار میشم فکر میکنم به انتهای مسیر نزدیک ترم. یه لحظه هایی که به بیماری و مرگ یا فقر و مرگ نگاه میکنم ترس وجودم رو برمیدارد. همه ی آدمها این ترس رو دارند محاله که کسی بتونه انکارش کنه. امروز و این ساعت طور دیگه ای به مرگ فکر میکنم. انگار چشمام رو آروم ببندم و خیال کنم همین الان پر کشیدم بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

نویسنده: سمانه حسینی - دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ززندگی همش زندگی کردن نیس. یه وقتایی فدا شدنه. یه وقتایی گذشتنه. یه وقتایی غصه دار شدن برای دیگرانه... اینکه بخواهی فقط زندگی کنی که بگذره یه جورایی تلخه. یه استادی داشتم همیشه که وارد کلاس میشد بهم اشاره می کرد از این "تو هم رفتگی" بیا بیرون. خدا رحمتش کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

اینجا حریم کاملاً خصوصی است.لطفاً با احترام وارد شوید!!!

صبح می شود یک روز

نویسنده: سمانه حسینی - یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

صبح می شود یک روز و تمام دلنگرانی های من با همین قناری پشت ایوان، پر می کشند و می روند..

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

نویسنده: سمانه حسینی - یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

عشق با چه شروع میشود؟

با نگاه پر از محبت

با دلی پر از محبت

با دستانی سرشار از گرمی محبت

با آغوشی پر از مهربانی

با زبانی مملو از عطوفت

با بوسه ای پر از عشق

تمامش سه حرف است عشق ولی پشتش یک کوه مهربانی است...

پ.ن: برای همسرم که کوهی از پشتوانگی و محبت است...

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

سفید خاکستری و وضعیتی گنگ همه ی این روزهای من است

وقتی که گذشت را نمیشود برگرداند چه سیاه چه سفید

پ.ن: به یاد ایام تجرد

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

میبوسمش و در آغوش میکشمش در این بی تابی تابستان

میخندد و هزارها میگویدم در بین این همه بیدادها

پ.ن1: خوبه که ادم فقط سر تو کاسه خودش نگه داره

پ.ن 2: دختر داشته باشی و شب با دل آشوبی بخوابی، مگه میشه مگه داریم

پ.ن3: زندگی مون کوتاهه با احترام به همدیگه سلام کنیم.

برچسب: نویسنده: زهرا رستگار تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:21

صفحه بندی